تبلیغات
آسمونی - حسرت...
سه شنبه 15 شهریور 1384  03:09 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سیمرغ
نوع مطلب: دفترشعر و ادب ،

وقتی بود نمیدیدم
وفتی میخواند . نمیشنیدم
وقتی دیدم كه نبود
وقتی شنیدم كه نخواند
چه غم انگیز است كه وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت
می خواند می جوشد و می نالد
تو تشنه آتش باشی و نه آب
و چشمه از آن آتش كه تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و
كویر همه چیز را تاخت و در خود گداخت
تو تشنه آب باشی و نه آتش

و آنگاه عمری گداختن از غم نبودن كسی كه تا بود از غم نبودن تو می گداخت...

                  

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...