تبلیغات
آسمونی

پنجشنبه 17 شهریور 1384  06:09 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 22 شهریور 1384 06:09 ق.ظ
توسط: خورشید
نوع مطلب: عمومی ،

عشق

تک و تنها بودم اماتو رو تنها نمی ذاشتم

چه سفر ها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم

از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم

دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم.......

مو قع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا

کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم

من تمومه قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

با تو چه زندگیایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم

حتی من به ارزوهات تو رو اخر می رسوندم

می رسیدی تو من اما ارزو به دل می موندم

هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو

اما ترس و دلهره خط می زد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزایی گذشتم

اونقده رفتمو رفتم که هنوزم بر نگشتم

من تمومه قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

هر چی شعر آشقونست من برای تو نوشتم

تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه

اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه

من تمومه فصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگو ندیدی

دل نبود توی دلم

تو رو گرگا نبینن

اونا با دندون تیز تو کمینت نشینن

الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره بپای تو

یه دفه مثل پرنده قفس عشقو شکستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت

من تمومه قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفه مثل یه گل رفتی تو دست خزون

سیل بارونو تگرگ می اومد از آسمون

بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه ی تو ست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی

آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه پروبالم که راحت بشه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات.................

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...