تبلیغات
آسمونی

چهارشنبه 23 شهریور 1384  06:09 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 23 شهریور 1384 06:09 ق.ظ
توسط: خورشید
نوع مطلب: عمومی ،

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مثه اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مثه خواب گل سرخ لطیفی مثه خاک

من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو مثه وسوسه شکار یه شاپرکی

تو مثه شوق رها کردن یه بادبادکی

تو مثه یه قصه پر از حادثه ای

تو مثه شادی خواب کردن یه عروسکی

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو قشنگی مثه شکلا ئی که ابرا می سازن

گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن

اگه مردای تو قصه بدونن که اینجائی

برای بردن تو با اسب بالدار می تازن

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...