تبلیغات
آسمونی - بیا بیا برویم ...
چهارشنبه 23 شهریور 1384  07:09 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 23 شهریور 1384 11:09 ق.ظ
توسط: ستاره
نوع مطلب: دفترشعر و ادب ،

میان این برهوت
این منم من مبهوت
بیا بیا برویم
به آستانه گلهای سرخ در صحرا
و مهربانی را
ز قطره قطره باران ز نو بیاموزیم
بیا بیا برویم
به سبزه زار كه گسترده سینه در صحرا
بیا كه سبزه ‌آندشت را لگد نكنیم
و خواب راحت پروانه را نیاشوبیم
گیاه تشنه لب دشت را به شادابی
ز آب چشمه شراب شفا بنوشانیم
بیا بیا برویم
و مهربانی خود را به خاك عرضه كنیم
كه دشت تشنه عشق است و شهر بیگانه
بیا بیا برویم
كه نیست جای من و تو
كه جای شیون نیز
نه سوز سرما اینجا
كه خشمی آتش وار
به شاخه سر نزده هر جوانه
می سوزد
نه پر گشود پرنده در اوج در پرواز
كه شعله های غضب جوجه پرستو را
درون بیضه به هر آشیانه می سوزد
تمام مرتجعان غول گول دنیایند
همیشه سد بلندی به راه فردایند
بیا بیا برویم
كه در هراس از این قوم كینه توزم من
و سخت می ترسم
كه كار را به جنون
و مهربانی ما را به خاك و خون بكشند
چگونه می گویی
به هر كجا كه رویم امان همین رنگ است
بیا بیا برویم
آه من دلم تنگ است
بیا بیا برویم
كجاست نغمه عشق و نسیم آزادی
در این كویر نبینم نشان آبادی
نشانه شادی
دلم گرفت از این شیوه های شدادی
بیا بیا برویم
خوشا رستن و رفتن
به سوی آزادی

*****************************************

سلام دوستان عزیز...

خیلی ممنون آسمونی عزیز خیلی به من لطف داری نمی دونم چه طوری تشکر کنم...

از اعتمادت پیشاپیش ممنون ...

یا حق....

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...