تبلیغات
آسمونی

یکشنبه 27 شهریور 1384  06:09 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 27 شهریور 1384 07:09 ق.ظ
توسط: خورشید
نوع مطلب: عمومی ،

برای پرواز از صبح تا به شب باید با اشک از غروب رد شد

انتظار..انتظار و باز هم انتظار واژه ی غریبیست

آه...آه...خدایا این انتظار چیست؟

پروانه ی عاشقی که از شمع دور است غمخواری جز گل ندارد

گردباد عشق خانه ی دل را در هم می شکند

آیا تکه نوری پیدا میشود تا دل تاریکم را روشن کند؟

خنده ی من همچون قایقی است که بر غرق شدن سایه ی خودش میگرید

ماه بدون ستاره همچون خورشید بدون غروب است

رنگین کمان باران اشک را تنها عاشق معشوق می بیند

سرانجام شمع بی پروانه خاموش است

کوه عمری با سایه اش در آب صحبت می کند

اما آدمی چه؟

عاشق به فکر هیچ چیز نیست جز انتظار

اگر نگاه نبود این قصه ی عشق تمامی نداشت

نیمه ی شعبان بر منتظران مبارک

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...