تبلیغات
آسمونی - استاد شهریار
یکشنبه 27 شهریور 1384  06:09 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سیمرغ
نوع مطلب: عمومی ،

امروز 27 شهریور سالروز درگذشت غزلسرای محبوب و نامی ایران«شهریار»است.روزی که به همین خاطر روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شد.شهریار زاده تبریز بود ولی سالها در روستاهای آذربایجان و دامنه کوه حیدر بابا زندگی کرد.شعر زیبا و جاودانه«افسانه های حیدر بابا»حاصل همین دوران زندگی اوست.

بیمناسبت ندیدم تو این پست یکی از زیباترین غزلهای استاد شهریار را بگذارم.شعری که با صدای زیبای استاد بنان جاودانه شد.(این شعر ماجرایی داره!میگن شهریار  عاشق دختری به نام ثریا میشه اما تو این عشق شکست میخوره.انگار هنگام پیری دخره برمیگرده پیش شهریار.اما شهریار این غزل را واسش میخونه!).

                         

بیوگرافی استاد محمد شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

 

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا؟

 

وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

 

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا؟

 

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا؟

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

 

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

 

شهریارا بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا؟

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...