تبلیغات
آسمونی

پنجشنبه 31 شهریور 1384  06:09 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: خورشید
نوع مطلب: عمومی ،

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

راهی نروم که بیراه باشد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

همه چیز رو به راه و

بر وفق مراد است و خوب...

تنها دل ما دل نیست....آره...

گریه کردم گریه کردم               اما دردمو نگفتم

تکیه دادم به غرورم                تا دیگه از پا نیافتم

                  گریه کردم گریه کردم

چه ترانه بی اثر بود مثه مشت زدن به دیوار

اولین فصل شکستن آخرین خدانگهدار

من به قله می رسیدم اگه همترانه بودی

صد تا صد رو می شکستم اگه تو بهانه بودی

اگه همترانه بودی اگه تو بهانه بودی

اگه همترانه بودی اگه تو بهانه بودی

                  گریه کردم گریه کردم   

با تو فانوس ترانه یه چراغ شعله ور بود

لحظه هام چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود

کوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره

شب و گلخونه خورشید واژه ها شعر دوباره

واژه ها شعر دوباره

مثه کوه تا دم آخر توی اون کوچه خلوت

بغض بی وقفه آواز گریه های بی نهایت

گریه های بی نهایت

                  گریه کردم گریه کردم......        

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...