تبلیغات
آسمونی - سیزدهم مهر-سالمرگ فریدون فروغی
پنجشنبه 14 مهر 1384  02:10 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 14 مهر 1384 02:10 ق.ظ
توسط: آذرخش
نوع مطلب: عمومی ،

سیزدهم مهر ماه  1380، روز سیاهی که پرده های اتاق کوچک فریدون هرگز طلوع صبح را به خلوت او راه نداد، روزی که مقرر شد دیگر هرگز گیتارش به نوازش انگشتان هیچ دستی به لرزه در نیاید، سرانجام زمانی رسید که دیگر قوزک پایش یارای رفتن که نه، تاب ماندن هم نداشت ...او را در روستای « قرقرک » اشتهارد کرج در کنار برکه ای کوچک، در سایه کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می کشید به خاک سپردند....

رویاهای من قریه ایست قدیمی
تو مشتی سایه اما صمیمی
قریه من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید چشمه رو می پرستید
قریه من خوب و صمیمی
دلچسب و زیبا شعری قدیمی
اما دستی زرد آمد ز دوزخ
آتش زد بر این قریه من
با مشتی فولاد چشمه رو دزدید
بردش به سایه دادش به خورشید
قریه من رویای من بود
اون چشمه خوب دنیای من بود


وصیت نامه فریدون:...

بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن...

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...