تبلیغات
آسمونی - پیش بینی قریب الوقوع(Final Part)
پنجشنبه 12 آبان 1384  03:11 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: آذرخش
نوع مطلب: عمومی ،

قسمت آخر:هاج(زنبور عسل)دنبال ننه گشتن و جواب رد شنیدن و چهل تکه رفتن به سمت توپ بوروسعلی!را و تماشاگران علی دنبه گویان!و همراهی سلطان و ناصرخان ایشان را! غیب شدن طالب لو به مدد حلقه فرودوی ارباب حلقه ها و احضار روح انیشتین کبیر و گرفتگی حال وی توسط تماشاگران و حرام نمودن شیر خود بر بنی آدم و در هم ریختن اساس جهان و نابودی ابناء بشر!و....تمام!


مامانم را ندیدین؟!/جمعیت:ندیدیم!/...موآم را ندیدین؟!/جمعیت:ندیدیم!/...ننم را ندیدین؟!!/جمعیت ندیدیم...احمد آقا!زوم کن طرف بلندگوی ورزشگاه....

«مامان،منم هاج،زنبور عسل!اگر بین جمعیت هستی دستت را ببر بالا!»

ا.ن:کفر نگو بچه!زن که نمیتونه وارد ورزشگاه بشه!

هاج:نمی تونه؟/جمعیت:نه.نمی تونه/هاج:تف به این شانس!

ا.ن:گریه نکن،دستت را بده من باهم بریم دنبال موآت!

هاج:نههههه!نمیام!/جمعیت:چرا نیمایی؟

«واسه اینکه که من تمیزم،پیش همه عزیزم،اما تو چی؟موی بلند،روی سیاه،ناخن دراز!واه واه واه!»

جمعیت:واه واه واه!......

روی ادامه مطلب کلیک کنید...

سلطان "بوروسعلی"را گذاشته تو ترکیب.یه ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه استقلال.بوروسعلی پشت توپ ایستاده.میشینه،یه لگد میزنه،5 ثانیه  صبر میکنه،بلند میشه و چهل تیکه!به سمت توپ میره!با ضربات پی در پی مدافعان را یکی پس از دیگری درو میکنه و البته چون فقط به توپ ضربه میزنه،قاعدتا خطایی گرفته نمیشه!طالب لو را هم از پیش رو بر میدارد.توپ داره مستقیما وارد گل میشه...اما در کمال بدشانسی از کنار دروازه توپ به اوت میره.«سلطان را کفن کنم،توپ 5 متر تو گل بود!»بوروسعلیsaid به هرحال ما هم منتظریم تا احمد آقا صحنه آهسته را نشون بده.بله دقیقا این جاست که توپ داره وارد دروازه میشه که....بله "داداش کایکو"!با تیزهوشی خاصی در ایکی!ثانیه دروازه را 5 متر جابجا می کنه....

ای کاش علی دایی هرچه زودتر از تیم ملی خداحافظی کنه تا این استعداد ها ناب هم بتونند پیراهن تیم را بر تن کنند!
علی علی علی دنبه!/علی زیرش تلنبه!/علی گرد و قلنبه...علی دنبه!.احمد آقا زوم کن رو چهره سلطان.بله علی آقا در حالیکه کارد بزنی خونش در نمی آید ،دست در گردن اون ابراهیمی چشم سفید انداخته و با ریتم "علی دنبه"رقص پرسپولیسی انجام می دهند!چه قدر پروانه ای!احساس میکنم پروانه ها تو دلم دارن قیلی ویلی میرن!...

به ادامه گزارش می پردازیم.توپ زیر پای توپ زیر پای طالب لو قرار داره که ناگهان غیب میشه!سلطان:پس کوش؟!/جمعیت:موش خوردش!/ا.ن:نه!گربه بردش!...اما توپ همچنان به سمت دروازه پرسپولیس در حرکت است.فرشید کریمی خشکش زده.و......گلللللللللل،گللل.جمعیت یک پارچه آبی میشود!طالب لو ناگهان ظاهر میشود..../اول از همه این گل را تقدیم می کنم به مادر زنم!دوم اینکه خدا خیرش بده!"فرودو"ی ارباب حلقه ها را می گم!ایکی ثانیه حلقش را داد به من.من دستم کردم و غیب شدم.برای سلامتی فرودو جمیعا صلوات...!
بازی به دقایق پایانی خود نزدیک میشود.تماشاچیان استقلال محترمانه به کمک داور میگویند:سوت را بزن دیگه(...)!.کمک داور در حالیکه سرخ شده سوت را به طرف دهان میبرد تا بکشد....

"دست نگه دارید!"/جمعیت:تو کیستی؟/صدا:منم روح خالق فرضیه نسبیت،روح انیشتین کبیر!شما حق ندارید بازی را قطع کنید.جمعیت:چرا؟/صدا:اگر یه ذره عقل داشتید می فهمیدید وقتی که با سرعت نور حرکت میکنی زمان متوقف میشود!و شما باید تا ابد در همین دقیقه نود باقی بمانید!بیچاره انیشتین!از وقتی روح شده پاک قاطی کرده!خیال می کنه همه میتونن مثل خودش با سرعت نور حرکت کنند!....

ناگهان جمعیت یاد خوار و مادر انیشتین می افتد!صدا:خیلی بی تربیتید!حالا که این طور شد منم قوانین فیزیکم را حلالتون نمی کنم!/جمعیت:به(....)!عوضش تو کنکور نمی آد!/صدا:اجی مجی لا ترجی....!
ناگهان همه به هوا بلند می شوند!اساس کار جهان در هم می ریزد!ماهواره ها گزارش می دهند کره زمین مثل یک توپ فوتبال بالا و پایین می پرد...

جمعیت:یه زمین دارم قلقلیه!سرخ و سفید و آبیه!میزنم زمین هوا میره!نمیدونی تا کجا میره!...
the end 

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...