تبلیغات
آسمونی

یکشنبه 29 آبان 1384  12:11 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 30 آبان 1384 01:11 ب.ظ
توسط: سیمرغ
نوع مطلب: عمومی ،

«فرصتی ای مرگ تا برای آخرین باربتم را بردارم و در این کوچه های مرده بنوازم و بخوانم به شور»

منوچهر آتشی"چهره ماندگار"ش راتسلیم خاک کرد.

منوچهر آتشی، شاعر نامدار ایران، امروز – یكشنبه – درگذشت. پیش از ظهر یكشنبه حال وی رو به وخامت نهاده بود و طبق اعلام پزشك معالج، حوالی ظهر بوقت تهران درگذشت.

آتشی در آخرین روزهای عمر و در حالیكه بر روی تخت بیمارستان بود، به دلیل شناخته شدن به عنوان «چهره ماندگار» از سوی برخی عناصر افراطی - كه در راس آن یك روزنامه کیهان و چند نماینده مجلس حضور داشتند - به ضدیت با انقلاب متهم شد. بسیاری از اهالی قلم نیز در واكنش به حملات بی مهابا به تنها بازمانده شعرنیمایی، چنین اقداماتی را به شدت محكوم كردند.

آتشی یكی از چند چهره نامدار شعر نو بود كه در اواخر دهه  30  و اوایل دهه  40  با شعرهای طغیانی و سركش ظهور كرد و در نخستین گام‌ها، چنان محكم و استوار چهره نشان داد كه فروغ فرخزاد آشكارا لب به ستایشش گشود.منوچهر آتشی از آخرین شاگردان مستقیم نیما یوشیج بود...روحش شاد...

با آخرین قدم ها
این سفر طولانی طاقت فرسا
باید
پایان پذیرد جایی
به واحه ای
سر چاهی و سایه نخلی
به ساحلی و عرشه بلمی متروك
در این بیابان ناشناخته
اختر آشنایی را دنبال می كنم
كه همیشه پیشاپیشم قرار دارد
و فاصله مان
كم نمی شود انگار
هرگز
ستاره آشنا تو دور می شوی آیا
یا من
به سكون مانده ام به جا
به گمان حركتی مدام؟
نه هرگز آنچنان فراز سرم قرار می گیری
كه كلاه از سرم بیندازد
سماجت دیدارت
نه هرگز
آنگونه دور می‌شوی
كه پندارم
غروب كرده باشی
تا باز مانم از رفتن
نومید و دلشكسته
ستاره آشنا
تو دور می شوی
یا من ایستاده‌ام
برجا؟
ستاره دور می‌شود از تو و تو می‌آیی مدام
و راه
پایان نمی پذیرد هرگز
نه به واحه‌ای
نه به ساحلی
و همه راهها همیشه
با آخرین قدم ها آغاز می‌شوند

 

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...