تبلیغات
آسمونی - ۱۰۴ آرزویی که بر دل ماندند
پنجشنبه 17 آذر 1384  01:12 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سیمرغ
نوع مطلب: عمومی ،

این ماه ها و سال ها،مرگ های گوناگونی را تجربه کردیم.انگار تنها چیزیکه  به شکل های متنوع و فراوان یافت می شود،مرگ است.برف می بارد،آدم می میرد.باران می بارد،آدم می میرد.زمین می لرزد،آدم می میرد.سوار هواپیما و ماشین و قطار و قاطر و اسب می شویم،آدم می میرد.می خواهی به شمال بروی از ته دره سر در می آوری.شب می خوابی،صبح عزرائیل بلندت می کند که چقدر می خوابی تو.و این جرمی است که تاوانش را باید بدهیم هم به دوست و هم به دشمن.تنها چیزیکه ارزش و بهایی ندارد جان است در این وانفسا.همه در آماده باش هستند و کاندیدا برای مردن.باید شب و روز اشهدت را زیر لب زمزمه کنی که گازی نگیردت،اردکی نیشت نزند،ماشینی توی پیاده رو لهت نکند،کسی از آسمان بر سرت نیفتد،در ورزشگاه زیر دست و پایی له نشوی....دیگر در این دوره زمانه یک راه رفتن ساده براحتی می تواند به یک مرگ خونین بینجامد.
دیگر راننده ها در اتوموبیل تنها نیستند که شخص عزرائیل بغل دست آنها نشسته است.دیگر هواپیماهای دست دوم و از رده خارج شده حتی با وجود نقص فنی روی زمین نمی مانند.که آنها را عزراییل به بالا می کشد و می کشد و می کشد....فوقش به جای اینکه این 104 نفر یک دفعه  باهم در سقوط هواپیما کشته شوند می توانستند در عرض یک هفته تک تک در جاده های آبستن مرگ کشور که دیگر پاتوق عزرائیل شده،کفن پوش بشوند.اصلا دیوار چه کسی کوتاه تر از عزرائیل.همش تقصیر توست ای عزرائیل.مگر تو خودت خواهر و مادر و فرزند  نداری.مگر بیکاری که میان این همه هواپیما درجه یک میایی سراغ یک هواپیمای فکسنی درجه دو که تازه بانقص فنی هم از روی زمین بلند شده.چرا به جای اینکه بری سراغ ساختمانهای ضد زلزله خارجی ها یه راست میایی سایه مرگت را می اندازی رو سر خانه های کاهگلی بم.مگر تو...وما همچنان در حوادث جاده ای و هوایی و دریایی به پوز زنی مشغول می باشیم.پس تا اطلاع ثانوی همه چیز عادی می باشد.
دیروزهم که منوچهر نوذری به دیار باقی شتافت.هفته پیش آتشی و چند روز بعد مرتضی ممیز. 104آرزو به دل ماندند....آخ  که چقدر زندگی سخت شده و برای زنده ماندن چقدر باید جان کند.انگار همه خلق شده اند فقط برای مردن.فقط برای آنکه فلان مسوول جلوی دوربین سینه صاف کند و آمار کشته ها را بدهد..........
هی ی ی ی روزگار غدار
وقت تنگ است.قیچی و سوزن و هزار توپ پارچه سفید بیاور.می خواهم برایت کفن بدوزم.عزرائیل را هم بفرست مرخصی.....


   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...