تبلیغات
آسمونی - برج زهر مار
چهارشنبه 21 دی 1384  07:01 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 21 دی 1384 08:01 ق.ظ
توسط: آسمونی
نوع مطلب: دست نوشته ها ،

از پایتخت فرهنگی جهان اسلام تا برج زهرمار!!!!!


عیدقربان امسال برای ما اصفهانی ها حال و هوای دیگه ای داشت..
شهر گنبدهای فیروزه ای که سالهاست از پایتخت بودنش می گذره دوباره پایتخت شدنش رو جشن گرفت ولی این بار نه جشن پایتختی ایران بلکه پایتختی فرهنگی جهان اسلام.
پایتخت فرهنگی..........فرهنگ......آره فرهنگ.....میراث فرهنگی......میراث کهن....
این واژه ها بی اختیار منو یاده خیلی چیزا و خیلی جاها انداخت.............می شنوی اگه بگم...؟؟      پس می گم..
یک دفعه یاد یه جای افتادم که یک زمانی مایه تعجب همه بود....آره......حمام شیخ بهایی    حمامی که سالیان دراز با یک شمع که زیر یک حباب بود گرم و روشن بود
شیخ بهایی به پسرش وصیت کرده بود که اگه این حباب برداشته بشه شمع برای همیشه خاموش می شه.........
تا این که انگلیسی ها که از فضولی داشتند می ترکیدند!!! حباب رو برداشتند تا پی به رمز شمع ببرند و  با این کار از همان روز و همان ساعت و همان دقیقه و همان ثانیه حکم ویرانی اونجا امضا بشه................آخرین باری که رفتم اونجا خوب یادمه...یک زن و شوهر تهرانی حمام و منزل شیخ بهایی را خریده بودند........یادم نیست فامیلشون چی بود ولی خیلی ازشون خوشم اومد      وقتی دیده بودند اونجا داره خراب می شه و هیچ کی به هیچ کی نیست اونجا را خریدند ......اونها هم دله پر از دردی داشتند.....از این که حاضر بودند برای جلوگیری از خراب شدن اونجا هر کاری بکنند ولی خوب کار 2 تا عمله و بنا که نبود...اونا از احاظ مالی حاضر بودند هر کاری بکنند....ولی میراث فرهنگی هم باید از لحاظ فنی کمک می کرد.........کمکی که هیچ وقت نشد.............
ولی با این وجود بازم ماشاالله به غیرتشون....برای حفظ اونجا زندگی سختی برا خودشون درست کرده بودند...


اولیشو که داشتی حالا دومیش.............
سه چهار ماه قبل بود که وراث مرحوم سپنتا سر خونه و آرامگاه مرحوم سپنتا،اولین فیلم ساز ایرانی چنان تو سر و مغز هم زدند
تا خرابش کردند تا همه اختلافات حل بشه....!!!!          میراث فرهنگی هم که طبق معمول ... !!!!!!!!!
و سومیش.........از قدیم گفتند تا 3 نشه بازی نشه.......
این قضیه هم خیلی وقته سه(تابلو) شده........
آخر عاقبت این برج جهان نما هم دیگه با خود خداست...میگی نه...
وقتی امضای دو رئیس جمهور زیر نامه ای باشه که دستور کوتاه کردن برج را صادر کرده و حکمی قضایی پیوست نامه باشه که پیروی نکردن از اون مجازات های سنگین قضایی،انفصال از خدمات دولتی و ... را به دنبال داره.....به نظر شما کجای کار می لنگه(الله اعلم) پیدا کنید یا پیدا کنیم پرتغال فروش را...........طبق زمان بندی یونسکو تا 12 بهمن برای ارائه جدول زمان بندی برای کوتاه کردن این برج بیشتر وقت نیست...
امروز که من دارم این سطر ها رو می نویسم 21 دی ماهه و شهرداری و دولت هنوز با هم سر این مسئله اختلاف دارند.....
من این چیزا رو نمی دونم ولی یک چیز را خوب می دونم اگه این برج توسط شهرداری کوتاه نشه از چشم غره ها و نگاه های چپ چپ اصفهانی ها حتمآ می ریزه!!!!!!!
آخه می دونید این برج هم فقط برای آقایون شهرداری ((جهان نماست))

برای مردم شده ((برج زهرمار))
می گی نه...کافیه چند دقیقه تو اتوبوس هایی که از میدان امام حسین اصفهان می گذره بایستی....
اون وقت اسم های جدیدی هم می شنوی...
آره    فرهنگ منو یاد این چیزا و البته هزاران چیز دیگه که چون نمی خواستم از اصفهان خارج بشم یا حداقل از شیرین کاری های امسال خارج بشم به همین ها کفایت کردم...
ولی به نظر من این مناسبت(پایتخت فرهنگی جهان اسلام) اگه برای دولت،شرکت های هواپیمایی و... یک فرصته که با جذب توریست به درآمد برسند،اگه برای گز فروش های میدان نقش جهان و خیابون چهارباغ یک فرصته که از شب عید هم بیشتر بفروشند..
اگه برای هتل ها یک فرصته که اتاق هاشون شب ها کمتر خالی بمونه....برای ما وبلاگ نویسها، خبرنگارها و همه فرهنگ دوستان هم یک فرصته ............
یک فرصت برای داد زدن!!!!.........چون دیگه حالا اینجا شده پایتخت فرهنگی جهان اسلام....

پس فرهنگ بر همه چیز مقدمه...
آره یک فرصته که داد بزنیم و بگیم این برج زهر مار یا بهتر بگم این برج های زهر مار در اصفهان،اون سد زهر مار!!!!!!!!!!!! در شیراز و همه این پدیده هایی که برای ما از زهر مار هم بدترند را نمی خوایم..
امیدوارم همون طوری که اون قبلی ها که گفتم فرصت را غنیمت می شمارند ما هم غنیمت بشماریم..
چند روز پیش شنیدم تعدادی از وبلاگ نویس های اصفهانی دنبال یک مجوزاند برای تحصن جلوی ساختمان شهرداری اصفهان اون با چی با کلنگ!!!!، یعنی مردونه می خواند بگند و بهتر بگم می خوایم بگیم آقای شهردار خراب نکنی خراب می کنیم
ور بپرسی راست گویم راست... به قول مهدی اخوان ثالث :قصه بی شک راست می گوید(یعنی این همه گفتم قصه بود!!!!)...........

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...