تبلیغات
آسمونی - بازرگانی که بازرگان دین نبود!!!!
پنجشنبه 29 دی 1384  06:01 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 29 دی 1384 04:01 ق.ظ
توسط: سیمرغ
نوع مطلب: دست نوشته ها ،

بازرگانی که بازرگان دین نبود!!!!

....اعضای ارکستر شروع به نواختن ای ایران ای مرز پرگهر می کنند.و در همان حال هیئت ایرانی تابلوی بزرگ برنزی را که روی آن نوشته شده:«شرکت ملی نفت ایران،هیئت خلع ید»به دیوار ساختمان سه طبقه دفتر مرکزی شرکت سابق نفت انگلیس نصب میکنند.حالا می توان چهره بهت زده کارکنان انگلیسی را که از پشت پنجره به جمعیت خیره شده اند مشاهده کرد.مردم در محوطه می مانند و اعضای هیئت خلع ید یکراست به سمت طبقه بالا و دفتر "دریک"رئیس شرکت راه می افتد.در ملاقات های قبلی دریک با اعضای ایرانی،او همیشه از پشت میزش بلند می شد،و ایرانی ها دور میز وسط اتاق می نشستند و دستور شیر و چای می داد.این بار هم همین کار را کرد،از میزش بلند شد و به سمت هیئت ایرانی رفت....انگار حسین مکی دارد به مهندس بازرگان چیزی می گوید.بله دارد می گوید برو و سر جایش بنشین.مهندس بازرگان نیز بدون لحظه ای درنگ این کار را انجام می دهد.حالا مهندس بازرگان به عنوان اولین مدیر عامل شرکت نفت ملی ایران از پشت میز به مستر دریک نگاه می کند.تمام این اتفاقات در سکوت کامل و چند لحظه اتفاق می افتد.مستر دریک که تا لحظاتی پیش هاج و واج نظاره گر اتفاقات بود حالا همه چیز را به خوبی فهمیده است.پس به سمت جالباسی حرکت می کند،کلاهش را برمی دارد و با بی میلی آن را روی سرش می کشد،و از اتاق خارج میشود.از آن زمان دیگر کسی مستر دریک را آن حوالی ندید.جالب این جاست که تمام این اتفاقات در چند ثانیه و بدون حتی یک کلمه گفتگو میان طرفین صورت گرفت.تنها صدایی که می آید،سرود ای ایران ای مرز پر گهر است.........

 

از بازرگان بسیار گفته اند و شنیده ایم.عده ای او را سازشکار و غرب گرا خوانده اند و عده ای صادق و میهن پرست.اما هرچه که هست،روی یک کلمه اعتقاد دارند،چه موافقان و چه مخالفانش:بازرگان فردی مومن و معتقد بود به معنای کلمه.و این او را از اتهاماتی نظیر ریا،دزدی در بیت المال،دروغ و ...مبرا می ساخت.اعتقاد به دین داشت و پژوهش علمی در دین.هرجا که از دموکراسی سخن می گفت یادی از حقوق بشر میکرد و هردوی اینها را در تعامل با اسلام و قرآن می دید."جمهوری می تواند صیغه غیر دموکراتیک به خود بگیرد همچنان که بعضی کشورها با وجود داشتن نظام جمهوری استبدادی اداره میشوند.به جمهوری اسلامی باید صیغه دموکراتیک اضافه کرد"
اما دلیل انتقاد مخالفانش چیز دیگری بود.او نیازی به فعالیت های انقلابی بعد از بهمن 57 نمی دید.معتقد بود دوران بازسازی باید با ثبات و تثبیت دنبال شود نه با پاکسازی های کورکورانه انقلابی.و این چیزی نبود که حامیان انقلاب از او می خواستند.او قبول نمی کرد فلان فرمانده نیروی هوایی چون در دوران طاغوتی خدمت می کرده،باید کنار رود و جای خود را به نیروی انقلابی بی تجربه ای که فرق فرود و پرواز را نمی داند!بدهد.برایش قابل قبول نبود به خاطر اینکه وزرایش و خودش با کراوات و کت و شلوار در صحن مجلس حاضر می شوند مرتب مورد طعنه و اعتراض قرار بگیرد
!
.
آنجا که در آن هیاهوی انقلاب همه خود را ساقی آزادی در سراسر جهان می دیدند،به فکر فردای ملتش بود.

در آن روزهای نخست انقلاب و در اوج خون و جنون، تقریباً هیچکس در کل شهر به خاطر نداشت که چیزی به اسم عدالت هم به هر حال جزو خواستهای ماست و تنها مهندس بازرگان بود که در لحظه لحظه آن دوران، هنگامی که همه خونخواهی پیشه کرده بودند دائماً فریاد می کرد که پس محکمه و وکیل چه می شود؟همچنانکه از امام خواست شاه را عفو کند،تا بتواند به ایران برگردد و در دادگاهی ایرانی محاکمه شود.می گفت می توان مثل محمد(ص)عمل کرد،که بعد از فتح مکه همه را مورد عفو قرار داد. و این قبیل رفتارها بود که سبب می شد انگ "سازشکاری"و "غرب گرایی" و "لیبرالیستی" را به وی بزنند.اوج این مخالفت ها در ماجرای اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان بود که سرانجام مجبور به استعفا شد.

...و اینگونه بود که دولت موقت بازرگان به پایان رسید.بازرگانی که شاید اگر قدری به طرف مقابلش(نیرو های انقلابی و مخصوصا دانشجویان)بها می داد.اگر طرف مقابل حرف های او را می فهمید.اگر کمی و فقط کمی سیاستمدار به معنای عرفی!کلمه بود،سرنوشت او و ما یقینا بهتر از این بود.اما چیزی که هست اینست که امروز که 28 سال از انقلاب می گذرد،بیشتر از همیشه به بازرگان و اندیشه بازرگان نیاز داریم.ای کاش....


   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...