تبلیغات
آسمونی - اما تو ای حسین
چهارشنبه 19 بهمن 1384  02:02 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 19 بهمن 1384 02:02 ق.ظ
توسط: آسمونی
نوع مطلب: عمومی ،

و اما توای حسین 

 با تو چه بگویم؟

”شب تاریك و بیم موج و گردابی چنین هایل“

 و تو ای چراغ راه! ای كشتی ‌رهایی!

ای خونی كه از آن نقطه‌ی صحرا، جاودان می ‌تپی و می‌جوشی و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسل‌ها می‌گذری، و هر زمین حاصل‌خیزی را سیراب می‌كنی، و هر بذر شایسته را در زیر خاك می‌شكافی و می‌شكوفانی، و هر نهال نشسته‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی!

ای آموزگار بزرگ شهادت! برقی را از آن نور بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفكن. قطره‌ای از آن خون را در بستر خشكیده و نیم‌مرده‌ ما جاری‌ساز، و تفی از آتش آن صحرای آتش‌خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش.

ای كه ” مرگ سرخ “ را برگزیدی تا عاشقانت را از ” مرگ سیاه “ برهانی، تا با هر قطره‌ خونت، ملتی را حیات بخشی و تاریخ را به طپش آری و كالبد مرده و فسرده عصری را گرم كنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما

 ملت‌ ما

تاریح فردای ما، كالبد زمان ‌ما

 به تو و خون تو محتاج است

                                                            (دکتر علی شریعتی، کتاب شهادت)

   


نظرات()   

آسمونی

هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است...